تبليغاتX
کوخ
 یادش جاودان...
به یاد زنده یاد رفیق علیرضا داوودیِ 

     انسان مسئله داری که بینوا بندَگَکی سر به راه نبود!  

 

علیرضا داوودی زنده است. نه تنها او که هر انسان پوینده عدالت و آزادی زنده جاودان خواهد بود.

هرگز از مرگ نهراسيده ام

اگر چه دستانش از ابتـذال، شکننده تر بود.

هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است؛

که مزد گورکن،

از آزادی آدمی

افزون تر باشد.

*
جستن
يافتن
و آنگاه

به اختيار برگزيدن

و از خويشتن خويش

باروئی پی افکندن …

اگر مرگ را از اين همه ارزشی بيش تر باشد،

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.

علیرضا داوودی که بود؟

رفیقی که در تمام لحظات زیست انسانی خویش در اندیشه رهایی دوزخیان روی زمین و پیکار با رنج و دردشان بود. انسانی که تنها فریاد زد «نه»، از فرو رفتن تن زد و بینوا بندَگَکی سر به راه نبود که راه بهشت مینویش، بُز رو طوع و خاکساری باشد.

جوانی سرشار از امید واقتدار که گرفتار آمده بود در زنجیره بی پایان دیرینه سالِِ سود، قدرت، استفاده، قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز، کار انسان ها، مزد آنان، و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع.

او در رو‌‌یای خود دنیایی را می دید که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمی شمارد، زمین از عشق و دوستی سرشار است و صلح وآرامش گذرگاههایش را می آراید. دنیایی که در آن همگان راه گرامی آزادی را می شناسند، حسد جان را نمی گزد و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی کند.

علیرضا انسانِ «فرهنگِ بي چرا» نبود، بر «بي چرايي ِ موجود» همواره می شورید و از «فرورفتن» تن می زد. فرورفتن در منجلاب روزمرگيهايِ مبتذل و باري به هر جهت، وي نقادِ موجوديتهاي نا انساني بود چون افقي انساني پيش روي داشت. از اين روست كه او تاوان دهِ بودِ انسانيش شد. بودي كه نابودها محاطش كرده بودند.

انسان مسئله دار «منتقد جامعه» است. انسانی معترض كه در جهاني تباه، جوياي ارزشهاي كيفي و اصيل انساني است و به همين دليل منتقد و مخالف نا انسانیت موجود است.

رفیق علیرضا داوودی انسانی مسئله دار بود و بارها تاوان مسئله دار بودن خویش در جهان نا انسانی موجود را داده بود. و امروز راز جاودانگی اش در همین «مسئله دار» بودنش نهفته است.

گربدينسان زيست بايد پست

من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائي نياويزم

بربلندِ كاجِ خشكِ كوچه يِ بن بست

گر بدينسان زيست بايد پاك

من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود ، چون كوه

يادگاري جاودانه ، بر ترازِ بي بقاي خاك

|+| نوشته شده توسط کوخ در پنجشنبه هشتم مرداد 1388