|
یاد بامداد
جخ امروز
ازمادر نزاده ام نه عمر جهان بر من گذشته است . نزدیک ترین خاطره ام خاطره قرن هاست . بارها به خون مان کشیدند به یادآر وتنها دستاورد کشتار نانپاره بی قاتق سفره بی برکت ما بود ....
|+| نوشته شده توسط کوخ در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 4:39 مدرنیته و عقلاتیت
جان اسکات - برگردان:خسروصادقی بروجنی بيشتر نظريه پردازان گذشته و معاصر اين موضوع اساسي را چنين نگريستهاند كه نظريههاي آنان به عنوان عقيدهاي كه جوامع آنان را از اشكال سنتي سازماندهي اجتماعي به سوي اشكال جديد و مدرن و برجسته درآورده است، از طرف مردمان آن جامعه قبول شده است. به جامعه شناسي به عنوان محصول مدرنيتته نگاه ميشد و همچنين به عنوان چيزي كه نميتوانست در يك نظم اجتماعي سنتي ظاهر شود. آنهايي كه خودشان تحقيق تجربي را به عهده نگرفتند، نظرات آنها را به عنوان وسيلهاي براي روشن ساختن بررسيهاي آنهايي كه چنين كردند، نگريستند. لغت نامهي انگليسي آكسفورد نشان ميدهد كه كلمهي «مدرن» از لغت لاتين Modernus (در ابتدا hodiernus) مشتق شده است، كه به معني «همين الان» يا «از امروز» ميباشد. معني آن تا حد زيادي مرتبط با «امروز» و «معاصر» ميباشد. سپس، مدرن بودن (به معني، امروزي بودن و زمان حال ميباشد. عرف (يا رسمي) كه توسط شباهت آن به لغت غير مرتبط «مدد يا روش» تشويق ميشود، كه به معني يك روش يا مد غالب ميباشد. سپس لغت «مدرن» براي رجوع به زمانهاي حال و اخير استفاده ميشود، در حالي كه (اين لغت، در تناقض با هر گونه زمان گذشتهاي كه زياد از آن نگذشته باشد، است و براي بيان (يامطرح) كردن ويژگي بخصوص معاصر (يا حال) چيزي به كار ميرود- (به عنوان مثال، چيزهايي كه به عنوان مدرن به آنها رجوع ميشود عبارتند از: قطعات موسيقي يا كارهاي هنري، اقسام طراحي لباس و وسايل خانه، راههاي رفتار كردن و حالتها يا تلقيهاي، ذهني- كه نيازي به تقسيم چيزي به غير از اينكه به روز باشند را ندارند: ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 4:5 به یاد بامداد همیشه و جاودانگان گلزارخاوران
آخربازی
عاشقان سرشكسته گذشتند ، شرمسار ترانه هاي بي هنگام خويش . و كوچه ها بي زمزمه ماند و صداي پا سربازان شكسته گذشتند ، خسته بر اسبان تشريح ، ولته هاي بي رنگ غروري نگونسار برنيزه هاي شان .
تو را چه سود فخر به فلك بر فروختن ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 16:32 خاستگاه مذهب!
امین قضایی مذهب نگاه کژاندیش انسان به جهان نیست. بلکه برعکس کژدیسگی جامعه طبقاتی به شکل جهان است. این نگاه غلط است که انسان در طلب شناخت پدیده های طبیعی ، برداشتی روح باور از آن کرد. این برداشت از مذهب به مثابه ی اشتباه در فرآیند شناخت ، انسانی را از پیش فرض می گیرد که کنجکاو و حیران در برابر جهان ایستاده است. من منکر وجود چنین انسانی در گذشته ها و چه بسا در زمانه ی کنونی هستم. هیچ رابطه ی معرفت شناختی مستقیمی میان انسان و جهان در کار نبوده است و اصلا برقراری چنین رابطه ای غیرممکن است.چرا که شناخت از امراجتماعی و اگر دلتان می خواهد دقیقتر صحبت کنیم از زبان بوجود آمده است ، پس کوته نظری است اگر بدون امر اجتماعی از رابطه ی انسان و جهان سخن بگوییم. انسان جز از دریچه ی امر اجتماعی به جهان ننگریسته است. پس در این برداشت هیچ جایی برای امر اجتماعی در نظر گرفته نشده و مذهب صرفا نتیجه ی رویکرد خاص هستی شناختی برخی از انسانها قلمداد شده که از طرف عموم پذیرفته می شود. برداشت دیگر از مذهب به مثابه مراسمی برای شکل گیری و تحکیم روابط اجتماعی ، هرچند از تیررس این نقد من می گریزد ، اما مذهب را از بعد معرفت شناختی آن عاری می کند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 10:56 « كوخ» دو ساله شد
«كوخ» دو ساله شد
ماهمه « كوخ نشينيم» . ما كارگران ، ما معلمان ، ما پرستاران ، ما مهندسان ، ما تكنيسين ها ، ما كشاورزان ،ما دهقانان ، ما… . مازحمتكشان . مايي كه جز نيروي كارمان توشه اي نداريم .مايي كه زندگيمان را بهر اقساط ماهانه پيش فروش مي كنيم كه شايد آينده اي بهتر در انتظارمان باشد .مايي كه اندك افزايشي در دستمزدمان تيتر يك نشريات مي شود وهمچنان از سودهاي كلان ناشي ازكار اضافي مان بي اطلاعيم . همه كوخ نشينيم ،دوزخيان روي زمينيم . ما اكثريت قاطع جهان بي عدالتي ها هستيم . ما توليد كنندگان نعم مادي و معنوي جهانيم . جهاني كه تنها كمترين بهره اش نسيبمان مي شود . جهان از بيگانه اي كه «سود» تقوايش گشته . اما آينده از آن ماست .آينده اي كه هيچ نيرويي ارزانيمان نمي كند كه آن را فرا چنگ مي گيريم. دور نيست چنان روزي.... روزي كه تنها با مبارزه و «نه» گفتن بر جيرگيهاي غير انساني «كاخ نشينان»حاصل مي شود .
وبلاگ کوخ ۲ سال پیش در چنین روزهایی تاسیس شد . در این ۲ سال فراز و فرودهای زیادی را به خود دیده است و تغییراتی را در فرم و محتوای خود داشته است .کوخ در این راه تنها نبوده و همواره از پیشنهادات و انتقادات رفقای دلسوزی بهره مند گشته است . در ۲ سالگی خود نیز از تمام دوستان درخواست ارائه پیشنهاد و انتقاد سازنده جهت بهتر شدن دارد .
لينك مرتبط : كوخ يكساله شد |+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 11:24 یادمان
|+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 0:24 معرفی
پیش شماره اول :
نشریه سر پیچ
شوروی ات را قورت بده ویژه نامه تجربه شوروی |+| نوشته شده توسط کوخ در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 23:53 دوبي بر دوش كارگران جنوب شرقي آسيا ساخته شد
مايك ديويس برگردان: بابك پاكزاد دوبي همراه با ديگر همسايگانش در امارات ،در زمينهی سلب امتياز و حقوق از نيروي كار الگو و نمونه محسوب ميشوند. در راس هرم اجتماعي، البته، خاندان ال مكتوم و پسرعموهايشان هستند كه مالك هر ذرهی ارزشمند از شنهاي اين شيخنشين هستند. پس از آنها 15 درصد جمعيت بومي (كه بخش اعظم آنها عرب زبانان جنوب ايران هستند) قرار دارند كه اطاعت از خاندان سلطنتي را با انتقال درآمدها، آموزش و تحصيل رايگان، مسكنهاي يارانهاي و مشاغل دولتي جبران ميكنند.در ردهی بعد بيش از 100 هزار مهاجر انگليسي (صد هزار شهروند انگليسي ديگر نيز خانهی دومي در دوبي دارند) قرار دارند كه همراه با مديران و متخصصان اروپايي، لبناني، ايراني و هندي از امتياز كامل انتقال ثروتشان برخوردارند و هر سال دو ماه تابستان را در خارج ميگذرانند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 19:30 معرفی کتاب
دردفاع ازدیدگاه مارکس
نوشته دکتر مرتضی محیط ۲۰۹ صفحه - انتشارات سنبله هامبورک
متن کامل کتاب را دریافت کنید : دردفاع از دیدگاه مارکس (کلیک کنید) |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 13:33 افشین شمس همچنان استوار در زندان به سر می برد
در پی فشارهای وارده ازسوی خانواده افشین شمس به نهادهای مربوط دیروزمادر افشین توانست با او دیدار کند . طبق شنیده ها ازسوی منابع مرتبط با خانواده شمس حال عمومی افشین مساعد بوده واز روحیه بالایی برخوردار بوده است . همچنین شنیده شده است با شماره موبایل افشین با تعدادی از دوستان او تماس گرفته شده است وواضح است که دوستان او باید در براابر این ترفندها کاملا هشیارانه عمل کنند .
طرحی ازافشین شمس
|+| نوشته شده توسط کوخ در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 10:40 بیانیه چپ دموکرات ایران در محکومیت بازداشت افشین شمس
افشين شمس قهفرخي عضوكميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري ، عضو كميته دفاع از محمود صالحي و عضو ودبير انجمن كاريكاتور اصفهان روز 5 شنبه 13 تير ماه در اليگودرز در محل كارش بازداشت شد وهم اكنون در زندان دستگرد اصفهان به سر مي برد . منزل پدري وي در اصفهان مورد بازرسي اداره اطلاعات قرار گرفت و كتابها و نوشته هاي شخصي وي توقيف گرديد چپ دموكرات ایران همواره در بيان مواضع خود از درك ضرورت سخن گفته . ضرورتي كه تنها با روشنگري و پاشيدن بذر آگاهي در زمين بي حاصل جهل واقعيات حاصل مي شود و اين درك ضرورت است كه پيش زمينه هر پراتيك و حركت آگاهانه و به دور از احساسات زود گذر است . افشين شمس به راستي از چهره هايي است كه همواره نقش مهمي را در سازماندهي مبتني بر اين ضرورت در طبقه كارگر داشته است . چه در جريان فعاليتش در كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل هاي كارگري و چه در كميته دفاع از محمود صالحي همواره همراه و همرزم كارگران و زحمتكشان بوده است . دغدغه وي همواره پيوند جنبشهاي اجتماعي بوده است و در اين راه از هيچ كوششي فرو گذار نكرده است . چپ دموكرات ضمن ستودن تلاشهاي بي وقفه افشين شمس در سازماندهي طبقه كارگر و پيكار وي در احقاق حقوق پايمال شده شان در نظام بهره كش و نابرابر سرمايه بدينوسيله اعتراض خود را به بازداشت وي اعلام داشته و خواهان آزادي بي قيد وشرط ايشان مي با شد . بديهي است چپ دموكرات با پايبندي بر پرنسيپهاي دموكراتيك ضمن قائل بودن آزادي بيان و عمل انسان در راه آزادي افشين شمس از هيچ كوششي فرو گذار نخواهد كرد . چپ دموکرات ایران
۱۹ تیرماه ۱۳۸۶ |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 1:7 آری افشین بر انداز است !
افشين شمس قهفرخي عضوكميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري ، عضو كميته دفاع از محمود صالحي و عضو ودبير انجمن كاريكاتور اصفهان روز 5 شنبه 13 تير ماه در اليگودرز در محل كارش بازداشت شد وهم اكنون در زندان دستگرد اصفهان به سر مي برد . منزل پدري وي در اصفهان مورد بازرسي اداره اطلاعات قرار گرفت و اموال شخصي وي توقيف گرديد . اما مگر او چه دارد جز كتاب و دست نوشته ، جز رنج نامه هاي كارگران . اولین بار با دیدن مقاله ای در مورد network marketing در سایت فرهنگ توسعه با وی آشنا شدم . بعد از آن از تجربه شخصی اش برایم گفت . از چکمه بوسان نظام سرمایه که قصد فریبش را داشتند وهمچون همیشه با اراده ای راسخ رسوایشان کرده بود . افشین با انکه درس خوانده است و مهندس عمران مي باشد اما همچون بسياري تحصيلاتش او را برج عاج نشين نكرده است . آخرين باردو هفته پيش از بازداشتش او را ديدم همچون هميشه مصمم و صميمي . برايم جالب بود كه بر خلاف بسياري تحصيل كردگان تازه به دوران رسيده كه مدركشان را عامل استثمار زير دست قرار مي دهند خود را در كنار هزاران كارگري قرار مي داد كه هر روزه زير بار سرمايه تحمل رنج مي كنند . از كارش گفت . از كاري كه پس از ماهها تلاش و دوندگي به دست آورده بود . از خستگي هاي كارش گفت . از کاراضافی اش گفت وارزش اضافی نهفته در کارش . ارزش اضافی که هیچ کارگری آن را نمی بیند . ازخوانش فصل اول «کاپیتال» ترجمه حسن مرتضوی برایم گفت ترجمه اش را ستود وتئوریهای «کاپیتال» را با عینیات محل کارش تطبیق داد : « آری کاپیتال هنوز زنده است » .از اضافه کاریهای اجباریش برایم گفت : « مي گن اضافه كاريه پولشا مي ديديم ،مي گم نه پولشا مي خوام نه اضافه كاريشا، مي گن نميشه اضافه كاري نخواي » . از شبهايي برايم گفت كه پس از 12 ساعت كار توان ايستادن روي پا را ندارد . بار ديگر از سرمايه گفت و بربريت نهفته در ذاتش . از ضرورت پيوند جنبشهاي اجتماعي گفت . همچون هميشه بيانش اميدي ديگر گون را در درونم پديدار مي كرد . افشين كارگري است كه شرف انساني اش اورا به «نه» گفتن به جهان غير انساني وا مي دارد . امروز افشين در بند است . گفته اند بر انداز است . آري افشين بر انداز است ! . برانداز نظام انسان كش سرمايه . برانداز نظامي است كه حد اكثر مواهب زندگي در تملك عده قليلي است و حد اكثري كه مولدان اين ثروت عظيم اند از آن بي بهره اند . بر انداز نظامي كه با بهره كشي و تملك ارزش اضافي زحمتكشان زنده است . زحمتكشان ، كارگران ، و همه آناني كه جز نيروي كارشان چيزي براي فروش ندارند . آري افشين برانداز است . برانداز نظامي كه بيمار با جيب تهي در بيمارستان پذيرفته نمي شود و انسان ، نه تنها انسانيتش كه اعضا بدنش را بهر لقمه اي نان به حراج مي گذارد . بر انداز نظام از خود بيگانه اي است كه در آن «داشتن » بر «بودن» غلبه يافته ، نظام ددمنشي كه بر سر درش حك شده : « انسان گرگ انسان است » . افشین ها پیکارگران جهان انسانی اند . جهانی که در آن « انسان انسان انسان است » افشين در بند است و ما آزاد ! زهي خيال باطل . افشين آزاده است و ما آزادگي اش را پاس مي داريم در رهايي او از هيچ كوششي فرو گذار نيستيم. نه چون رفيقمان است كه چون انساني است آزاده كه شرافت انسان بودنش را به سرمايه نمي فروشد .
* درج شده در نشریه اینترنتی فرهنگ توسعه و سايت سلام دموكرات |+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 23:28 بیانیه در محکومیت دستگیری افشین شمس
کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری( منطقه غرب ) |+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 14:12 افشین شمس ستاره ای از جنبش انقلابی
طرحی از افشین خبر کوتاه بود ، افشین شمس دستگیر شد . همین یک جمله کافی بود که خاطرات گذشته را در ذهن مرور کنم؛ شاید او هم در سلول انفرادی و تنهایی خویش آن خاطرات را مرور می کند. نمی دانم ؟ شاید زخم معده اش کلافه اش کرده . خیلی ها وارد زندگی ما می شوند و خیلی سریع می روند اما حضور افشین شمس رد پایی ماندنی بر زندگی من و همه دوستانی که به نوعی با او در ارتباط بودند داشته است . شاید یکی از نکات بارز افشین را بتوان پذیرش تفاوتها دانست . گر چه در اندیشه با هم متفاوت بودیم اما تساهل اش در بر خورد با اندیشه مخالف از او شخصیتی دوست داشتنی ساخته بود . او هم می خواست زندگی کند ، در تکاپوی کار بود به جاهای متفاوتی سرک می کشید ، اما کارکجا ! شاید در تنهای های زندان یادش باشد که تا 10 روز تمام ، صبح ، ظهر و شب هر روز ماست و خرما می خوردیم . هنوز یادم نمی رود که بعد از پیدا کردن کار در یک پروژه ساختمانی توسط ایشان و در کوران مبارزه برای احقاق حقم چگونه با صمیمیت دلداریم می داد و نزد پیمانکاری که در کنارش کار می کرد برای استخدامم چانه می زد ، و البته نتوانست حقوق 12 ساعت کار در پروژه ساختمانی در شرجی های تابستان اهواز را از 6000 تومان در روز بیشتر کند . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 13:53 چراغ سبز به امپریالیزم و سرکوب مخالفان سرمایه داری در ایران
دستی که نان می دزدد نمی تواند آزادی ببخشد پژمان رحیمی طرحی ازافشین هفته ی گذشته دوست و رفیق ارجمندم افشین شمس توسط ماموران امنیتی در محل کار خود دستگیر شد . خانه ی او مورد هجوم قرارگرفته و اموالش ضبط شدند . مالی که نداشت ، همان کاغذ و قلم و نوشته هایش منظورم است ، که به سختی هم جمع آوریشان کرده بود . او عاشقانه می نوشت و نوشتن برایش بمانند عشق بازی بود . او از تئوری پردازی های خیالبافانه متنفر بود ، افشین درست وسط معرکه بود و به همین علت حرف بسیاری از باندبازان ، فرصت طلبان ، متوهمان و نان به نرخ روزخورها را متوجه نمی شد ! به او اتهام براندازی زده اند ، این را از زبان مادر شجاعش شنیدم که با همان طنز همیشگی این معرکه را به سخره گرفت . بعضی ها برانداز انسان و انسانیت هستند ، افشین هم برانداز نابرابری ، ظلم، ستم،گرسنگی و فقر است ، عیبی دارد مگر ؟!! به این تعبیر همه ی ما براندازیم . کسی که دوهفته برای ثبت زندگی کارگران کوره پزخانه ها و کودکانشان دوشادوش آنان کار و زندگی کرده است آیا برانداز است یا آنان که چندین هزار کارگر را در هفت تپه بیکار کرده اند و به گرسنگی و آسیب های فراوان کشانده اند ؟!! آیا افشین که همه ی عمر خود را برای نابودی فقر و گرسنگی صرف کرده است و تا کنون هیچ لذت و منفعتی را برای خود نخواسته برانداز است یا آنان که با بالا و پایین کردن قیمت کالاهای اساسی نان را از سفره ی مردم می دزدند و بی شماری را به فقر و بدبختی کشانده اند و پول های آنچنانی به جیب می زنند ؟!! ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 7:11 افشین شمس همچنان در بند است !
|+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 6:53 دستگیری یکی دیگر از فعالین کارگری
|+| نوشته شده توسط کوخ در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 10:41 اعلام موجودیت چپ دموکرات ایران
درک ضرورت پیش از ضرورت تغییر، نهاد اندیشه را در عرصه ی واقعیات به حرکت وا می دارد و این حرکت است که ضرورت تغییر را به مناسبات موجود و آینده تحمیل می کند. براین اساس و با توجه به واقعیات موجود جامعه و جهان، ما نیروهای چپ دموکرات از آنجاییکه چپیم: چون جهان امروز، جهان سرمایه داریست وما با چنین جهانی کنار نیامده ایم، اما کناره نیز نگرفته ایم.آن جهان را راست می گویند و ما در برابرش. عرصه تضاد امروز، ما را اینگونه برون داده است. ما برون داد جامعه ی موجودیم؛ برون دادی که چپ خوانده می شود. پس چپیم،چون افق انسانی آرمان های خود را در«اندیشه ی چپ» یافته ایم وتنها راه «رهایی انسان» را نه در تفسیر موقعیت که در تغییر آن می بینیم. و دموکراتیم: چه باور داریم، دموکراسی چارچوبی است که در راستای سیر موجود تاریخ که مبتنی بر پذیرش نهاد دولت از سوی مردم است، بهترین و قابل پذیرش ترین قالب و چارچوب است. واز آنجایی که معتقدیم ، «بینش دموکراتیک » نه امری خارجی و تحمیل شده با مقتضیات زمان بر «اندیشه ی چپ » بلکه در ذات چپ موجود است، که متکی بر بستر اجتماعی ونه اراده ی تحمیل شده ی اقلیتی پیشگام بر اکثریت است. درک یگانه از دموکراسی و چپ را نزد خود اعلام و بر موارد زیر اصرار می کنیم: ۱- ما معتقدیم ساختار حاکم بر جامعه ی ما علی رغم همسویی با ساخت کلی سرمایه داری، دارای ویژگی های خاص خود نیز می باشد که الزامات جدیدی را پیش روی ما قرار می دهد. ۲- ما معتقدیم نظام سرمایه داری جز با تداوم بهره کشی از انسان در چارچوب فرایند تولید و انباشت سرمایه از طریق استثمار فرد در جامعه و همچنین استحکام کار مزدی امکان حیات ندارد. ۳- ما معتقدیم جامعه ی موجود با مناسبات غیر انسانیش متضمن ابتدایی ترین امکانات و بهره مندی ها برای اکثریت عظیمی از جامعه نیست، لذا برای رفع تبعیض از هر نوعی در تمامی شئونات جامعه تمام قوای خود را به کار می گیریم. ۴- ما معتقدیم که مهمترین درد موجود انسانی پیش از همه جدا سازی انسان از هویت خود و از خود بیگانگی دائمی انسان تحت مناسبات مختلف اجتماعی و سیاسی است. بر این اساس با هر شکلی از بیگانه سازی انسان، چه در فرایند باز تولید سرمایه داری و چه بر اثر ایدوئولوژی های مسخ کننده ی هویت فردی و انسانی به نام آرمان حزبی و جنبشی به فراخور امکان، مبارزه ی تئوریک و عینی خواهیم کرد. ۵- مهمترین اصل برای اتحاد با سایر نیروهای جنبشی و جنبش های اجتماعی از دید ما، مرکزیت جایگاه انسان در تئوری هاست، بر این اساس با هر جنبشی که متاثر از منشا یا هدف سعی در استحاله ی ماهیت حرکت در منافع تشکیلاتی خود نداشته باشد همراه می شویم؛ چراکه دادخواهی همه ی اقشار و گروه های اجتماعی را جدا از رهایی و شادکامی همه ی جامعه نمی دانیم. ۶- ما نیروهای چپ دموکرات در مسیر دموکراتیزاسیون جامعه گام برداشته و معتقدیم تحقق آرمان های انسا نی مان تنها بر بستری دموکراتیک ممکن است. ۷- ما چپ دموکراتیک را چارچوبی برای اعمال و رفتار خود می دانیم، اما معتقدیم تفسیر و تغییر جهان در تنگنای محدود و مطلق یک جهان بینی و ایدوئولوژی خاص امکان پذیر نمی باشد. ۸- پویایی و دیالکتیک موجود در مناسبات اجتماعی و فکری، تئوری هایمان را در پراکسیس مان شکل می دهد بر این اساس متن موجود همه ی آنچه ما می خواهیم نیست و نیاز های جدید، اصول جدیدی را ایجاد خواهد کرد. ...
دوشنبه ۱۰ تیرماه ۳۰ جون ۲۰۰۸
http://www.chapedemocrat.blogfa.com
|+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 21:3 ((بحران مدرنيته)) و (( بحران ما )):در سويه هاي روشن و تاريک (( مدرنيته ))
عباس خاکسار* اگر بپذيريم که درک و شناخت ما از بحران امروزي (( مدرنيته )) مي تواند عاملي موثر در شناخت تاريخ (( مدرنيته )) و ريشه هاي بحران آن باشد پس قاعدتا نياز و ضرورتي نيست تا برخورد ما با ((مدرنيته)) بر اساس آن نظم و انسجامي باشد که طي چهارصد يا پانصد سال گذشته , بر (( مدرنيته )) و تاريخ معاصر اروپا رفته است . و همچنين اگر بپذيريم که مسئله اصلي (( مدرنيته )) امروزي بودن آن است و يا به تعبيري ديگر , يافتن خود است در زمان ! با پرسش اينکه زمان حاضر چيست و چگونه است ؟و انسان امروزي در چه وضعيت فکري و تاريخي قرار دارد ؟ به طور طبيعي با رويکرد غالبي روبرو مي شويم که معترضانه از هر دو وجه جامعه مدرن , هم نظام سرمايه داري واقعا موجود و هم نظام سوسياليستي واقعا موجود , آزردگي و سرخوردگي فکري و سياسي يافته است . بدان دليل , که در هر دو نظام غالب موجود , آن انديشه روشنگري , و آن فرديت تاريخي , و آن جامعه آزاد و متکثر و عادلانه و صلح طلبي را که در چشم انداز آرماني خود جستجو و طلب مي کرد نيافته است . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 12:56 توتالیتاریسم وانسان کرگدنی
چكيده: مقالهي حاضر، ملاحظات و رويكردي است جامعه شناسانه -روان شناسانه نسبت به رفتار خاص انسان در يك نظم اجتماعي- سياسي تجربه ي شدهي بشري. اين نظم ويژه كه در تاريخ تجارب بشري مورد توجه قرار گرفته و نتايج ، پيامدها و تلخي دهشت بار آن موجبات نابودي مليونهاانسان بيگناه گرديده است، علي رغم اشكال ظاهري وتفاوت از قبيل كمونيسم ، فاشيسم، نازيسم وفرانكيسم يك ايدئولوژي مشترك داشته كه مضمون آن «توتاليتاريسم» مي باشد.توتاليتاريسم نضام ايدئو لوژيك و سياسي اجتماعي خاصي است كه سلطه اي تمتم عيار را در تمام عرصه هاي پنهان و آشكار شوون زندگي اجتماعي خواستار است وازآن به عنوان نظام ايدئولوژي يا نظام تماميت خواه و كليت خواه نام ميبرند. توتاليتاريسم نظم اجتماعي- سياسي خاصي است به مراتب هولناك تر از استبداد و ديكتاتوري محض. بنيان نظم توتاليتر بر مبناي ايدئولوژيك آرمان گرايي و ناكجا آباد و اتوپياسازي استوار است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 3:6 فمینیسم ِ V.O.A !! (درباره ی برنامه ی «زن امروز»،«ستاره درخشش» و «لونا شاد»!!)
پژمان رحیمی
هر انسانی که تا حدی حس مسئولیت پذیری داشته باشد ، نمی تواند به یکی از جاعل ترین رسانه های کنونی یعنی بخش فارسی صدای آمریکا ( V.O.A) بی تفاوت باشد . این رسانه مجموعه ای حرفه ای و با ساختاری هدفمند است که اهداف خاص سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را در همسویی کامل با سیاست های جهانی دولت ایالات متحده ی آمریکا دنبال می کند . تا اینجای کار امکان دارد که حضرات سوپر دموکرات ، یقه ی ما را بچسبند و بگویند که مگر چه اشکالی دارد که یک رسانه منافع دولت خودش را دنبال کند ؟! همان استدلالی که زمانی با کتاب« ما چگونه ما شدیم ؟»(1) مثل بختک بر سینه ی هر انسان آزادی خواه و برابری طلب ایرانی افتاده بود و کمی قبل تر از آن توسط کتاب «جامعه شناسی نخبه کُشی»(2) زمینه اش هموار شده بود. از این دیدگاه ، انسان ها گرگ یکدیگر هستند و جهان میدان جنگ همه علیه همه است . بدین ترتیب هجوم سیاسی ، اقتصادی و نظامی کشورهای قدرتمند به کشورهای ضعیف تر امری طبیعی است! روی دیگر این استدلال می گوید که اگر توان مقابله نداریم پس باید تسلیم شد و چون اصولاٌ هیچ طرحی هم برای مقاومت و مبارزه در دست ندارند ( و بهتر بگوئیم تلاشی هم برای ایجاد آن نمی کنند ) نتیجه ی منطقی ، عقلانی و پُر «فایده» را همان هم سویی با سیاست های نا عادلانه ی داخلی و خارجی می دانند ، اگر چه منظورشان در لفافه بیان می شود. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 11:4 اسلام و سياست توسعهى اقتصادى در ايران - نقدى بر جامعهشناسى دينى ماکس وبر
نوشته فرشيد فريدونى بدون زيادهروى، تاريخ قرن گذشتهى ايران را مىتوان به صورت کشمکش دولت با اسلاميان پيرامون برنامهريزى و تحقق سياست توسعهى اقتصادى و مدرنيزاسيون اجتماعى تدوين کرد. اين تضاد که البته جنبههاى فلسفى و تاريخى دارد، بدون در نظر داشتن عواملى که در اروپاى غربى منجر به تشکيل دولتهاى مدرن بورژوايى شدند، غير قابل درک هستند. اوج و نقطهى عطف اين دگرگونىهاى شگرف اجتماعى موفقيت انقلاب کبير فرانسه بود که تمامى اروپاى غربى را تحت تأثير خود قرار داد. با سرنگونى دولتهاى آنتيک نه تنها تشکل ساختارى کشوردارى (جامعهى دولتى) شکل نوينى يافت، بلکه جامعهى مدنى ابعاد گستردهترى به خود گرفت. از اين پس، دولت مدرن بورژوايى بر زيربناى سرمايهدارى مدرن صنعتى بر پا شد و کليت جامعه يک هماهنگى نسبى يافت. تصويب و تحکيم قانون اساسى در فرانسه به درستى يک برش قاطع اجتماعى در تاريخ بشرى محسوب مىشود زيرا با تجزيهى دين از دولت معيار قانونگذارى خرد انسان قلمداد شد. از اين پس، بنا بر فلسفهى حقوق طبيعى، انسان به عنوان موجود خردگرا و حقيقتياب به حقوق خويش دست يافت که نه تنها به عنوان عضوى از جامعه در تعيين و تصويب قوانين اجتماعى شرکت کند، بلکه تمامى ابعاد زندگى خصوصى خويش را نيز مستقلاً برنامه ريزى و عملى سازد. به اين ترتيب، ارادهى انسان طبق اصل پوزيتيويتهى قانون اساسى تبديل به ميزان مقبوليت مصوبات دولتى شد و دموکراسى در شکل مدرن بورژوايىاش جامعه را به کلى دگرگون ساخت. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 13:15 « چپول » كيست ؟
چپولها يك چند درجه اي از «چپها » چپ ترند وازاين رو مي توان آنان را «اولترا چپ » ناميد . چپولها امكان انقلاب كمونيستي – ونه حتي سوسياليستي- را همين امروز محقق مي دانند و معتقدند پتانسيلي كه امروز كمونيست در جامعه دارد ، بي سابقه است و انديشه كمونيست با سرعت نور تمام قله هاي افتخار را درحال درنورديدن است .چپولها معتقدند طبقه كارگر در منتهاي آگاهي طبقاتي حزب پيشگام خود را پيدا كرده است و كارگران هفت تپه وهر كارگاه و كارخانه ديگر كه اعتصاب مي كنند نه براي افزايش حقوق كه تنها براي برپايي يك جامعه بي طبقه كمونيستي به رهبري چپولها چنين مي كنند .چپولها «پرنسيپ »نيز دارند . آنها اساس سوسياليسم را انسان و اساس انسان را همانا « سكس آزاد» مي پندارند كه اين مهم تنها با لغو كار مزدي امكان تحققش وجود دارد . از اين رو اگر «مانيفست » را نخوانده باشي اما به مقوله سكس آزاد علاقه مند باشي اين قابليت را داري كه يك «چپول» خوب باشي .چپولها معتقدند حمله نظامي آمريكا يا هر كشور ديگر « بد » نيست چرا كه از طرفي « ناسيوناليسم» انديشه اي ارتجاعي است وازسوي ديگر به محض تجاوز كشور ديگر چپولها و حزب متبوعشان ( چپوليسم) با اتكا به ۵ درصد حمايت مردمي «قدرت سياسي » را به دست مي گيرند و اين عين «دموكراسي» است .* درج شده در سایت سلام دموکرات ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 10:33 اقتصاد امریکا به کدام سو؟
مرتضي محيط* دكتر مرتضي محيط در اين مقاله سعي كرده چشمانداز اقتصاد امريكا را با استناد به ديدگاههاي اقتصادي ماركس و پلسوئيزي از يكسو و ديدگاههاي اقتصادي آدام اسميت، ديويد ريكاردو(David Ricardo) و ژان بابتيست(John Baptist) سه ازسوي ديگر نشان دهد، درحاليكه گفته ميشد هر عرضهاي از كالا، تقاضاي خود را بهوجود ميآورد، ماركس اين ديدگاه را به چالش كشيد و گفت به هيچ روي معلوم نيست در درازمدت ميان عرضه و تقاضا توازن و تعادل برقرار شود، چرا كه ميان عرضه و تقاضا تضادي وجود دارد كه درنتيجه توازن ميان آنها به هم ميخورد و دليلي اصلي ركودهاي دورهاي و بحران اقتصادي در نظام سرمايهداري همين است. از يكسو هدف مستقيم فرايند توليد، ايجاد ارزش اضافي است و از سوي ديگر انبوه كالاها بايد فروخته شوند، اما اگر اين كالاها فروخته نشوند ممكن است سرمايهدار، تمام سرمايه يا بخشي از آن را از دست بدهد. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 11:31 آوازه خوان ...!
ديكتاتوري پرولتاريا؛ گذار به رهايي
بهزاد باقری ديكتاتوري پرولتاريا چه بعنوان يك آلترناتيو وافق (افقي كه جنبش معيني در جامعه آن را نمايندگي ميكند) و چه بعنوان يك ترم و واژهي كليدی در ادبيات ماركسيستي (بر هيچكس پوشيده نيست كه ديكتاتوري پرولتاريا يكي از اجزاء جداييناپذير تئوري و عمل جنبش كمونيستي است) تا كنون موجب بدفهمي و كج نمايي زيادي قرار گرفته است، تا جائي كه كمتر تئورياي را در جهان معاصر ميتوان يافت كه يكي از پايههاي بنياديناش اينگونه مورد تحريف قرار گرفته باشد. از يكسو تئوريسينها و كارپردازان رنگارنگ بورژوازي(از سوسيال- دموكرات و ليبرال گرفته تا محافظهكاران و مذهبيون) با جلوه دادن ديكتاتوري پرولتاريا به عنوان نظامي سياسي كه در آن يك حزب به صورت مطلق حكومت را به دست گرفته و آزاديهاي فردي و مدني را منكوب و مخالفان را با خشونت سركوب ميكند و اراده استبدادي خود را به ديگر اعضاي جامعه تحميل ميكند، قصد دارند با مخدوش كردن و قلب واقعيتها (امري كه كار هر روزة آنها و رسانهها و ميدياي آنهاست) تصوير جامعه سوسياليستي و تئوري جنبش مخالفشان را سياه و تيره و تار بنمايند و هر گونه تلاش براي مبارزه و نفي مناسبات موجود را عبث جلوه داده و از آن جلوگيري كنند.(بسياري از جريانات و احزاب باصطلاح كمونيست و در واقع رفرميست غربي نيز با قبول يك تصوير كمابيش مشابه تصوير مذكور با كنارگذاشتن ديكتاتوري پرولتاريا از تئوري و برنامه خود عملاً به موضع حمايت از نظامهاي مستقر ساسي كشورهايشان در غلطيدند .نمونه حزب كمونيست فرانسه، نمونه بارز آن است.) ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 11:1 كارگر كيست و طبقه كارگر كدام است؟
سرمايه داران اگر بتوانند، هوا را هم در شيشه كرده و به مردم ميفروشند. "مزاروش : فراسوي سرمايه"
بيشتر مردم فكر مي كنند، كارگران فقط كساني هستند كه در كارخانجات و كارگاه ها كار مي كنند. بهمين دليل است كه در روز جهاني كارگر، فقط كارگران كارخانجات، آْنهم با مشكلات خاصي در مراسم شركت مي كنند. در جامعه اي كه مفت خوري و پشت هم اندازي جاي كار را مي گيرد. كارگران از هويت، ارزش و رسالت خود خبر ندارند. دوست دارند، ميرزا بنويس فلان اداره و پادوي آْژانس املاك باشند، تا از رفاه و احترام بيشتري در جامعه برخوردار شوند. بعبارت روشن تر، كارگران از شغل خود خجالت مي كشند و از هويت خود غالبا فرار مي كنند.
دليل اصلي اين مسئله اين است كه واژه كارگر خوب تعريف نشده. بدين ترتيب بايد بدون حاشيه رفتن بايد گفت: هر كس كه مجبور است براي امر معاش كار كند و حقوق بگيرد، كارگر است. بهمين دليل، از يك استاد دانشگاه گرفته تا يك رفتگر كارگر محسوب مي شوند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 15:40 ماركس و ديكتاتورى پرولتاريا !
هال دریپر براى اولين بار در يك سلسله از مقالات ماركس و در نشريه ای تحت سردبیری او مطرح شده كه در لندن انتشار مي يافت. بعدها این مقالات به کتاب مبارزه طبقاتى در فرانسه 1850-1848 مشهور گشت. اولين مقاله که در ژانويه 1850 به رشته تحرير در آمده بود در اوائل مارس منتشر شد. اين اصطلاح و معادل آن نه يك بار بلكه سه بار در هر يك از سه فصل تشكيل دهنده سلسله مقالات، ظاهر شده اند. اين اثر، تلاشی بود که ماركس براى جمع بندى مفهوم سياسى انقلاب اروپائى 49-1848 به کار بست. ماركس به مثابه ويراستار نشريه اصلى چپ انقلابى نقش فعالى در انقلاب آلمان ایفا کرد و در همان حال از نزديك تحولات طوفانى فرانسه و به ويژه وين را تعقيب مي كرد. انقلاب اكنون به پايان رسيده بود و ماركس به درس هاى آن مى انديشيد. اولین مسئله ای که باید طرح کرد این است که هنگامي كه اين اصطلاح براى اولين بار در بهار 1850 ظاهر شد معناى آن براى ماركس و خوانندگان هم دوره اش چه بود؟ ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 11:43 وضعیت فعلی و گام های ضروری(نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ )
مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کوخ در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 11:15 |
|

جخ امروز





دستگيری افشين شمس فعال کارگری و عضو کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری را محکوم ميکنيم 

امروز نیروهای امنیتی به خانه ی افشین شمس هجوم آوردند و وسایل شخصی ایشان را ضبط کردند.افشین شمس از فعالان کارگری کمیته ی هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری است که روز پنجشنبه در محل کار خود دستگیر شده و به بازداشتگاه دستگرد اصفهان منتقل شده است.از وضعیت او تا کنون خبری در دست نیست.


منوچهر بصیر 

